محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

61

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

إن كان مع السمرة فهو من الحرارة و اليبس و لاغرى اگر با سمرت باشد پس او از گرمى و خشكى است ، زيرا كه سمرت كه آن را ادمت نيز گويند و آن كنايه از سياهى كمتر كه مشرق باشد و ترجمهء او گندم‌گون است و چون با لاغرى جمع شود سببش احتراق اخلاط خواهد بود با حرارت محترقه جلد كه محلل رطوبات و موجب هزال گردد به هر تقدير دليل خشكى و گرمى باشد . و إن كان مع البياض فهو من البرودة و اليبوسة و اگر لاغرى با سپيدى باشد پس او از سردى و خشكى است ، زيرا كه سپيدى دليل قلت خون است و قلت خون باعث برودت و لاغرى دليل قلت بلغم است و قلت بلغم موجب يبس است . و أما الفرق بين الذكر و الأنثى اما فرق در نر و ماده به اعتبار مزاج اين است كه مىگويد : فالذكر أحر و أيبس پس نر گرم‌تر و خشك‌تر است و الأنثى أبرد و أرطب و ماده سردتر و ترتر است . بايد دانست كه جنس انثى ارطب از جنس رجال است و هر فرد رجل گرم‌تر از هر فرد نساء است به اعتبار مزاجات اعضاى رئيسه كه مقتضاى ذاتى مزاج ذكورى است ، ليكن نظر به اعضاى باقيه و نظر به مجموع مزاج بدن نساء است كه عورت گرمتر از مرد باشد و اين معنى قادح مقصود نيست و به تعميم حرارت ذكور به وجه مسطور نقص ندارد . و دليل بر حرارت ذكران چند چيز است : يكى آن كه تكوّن اينها اسرع است از تكوّن اناث ، چنانچه در تشريح رحم گفته آيد . دوم آن كه سقوط بيشتر جنين ذكر را مىشود و سرعت تكوّن و سهولت سقوط دليل بر حرارت مزاج است ، زيرا كه حرارت كيفيتى است فاعلهء محركه . سوم آن كه تولد پسر در جانب ايمن رحم مىباشد و شك نيست كه طرف ايمن حيوانى گرم‌تر از ايسر است . چهارم آن كه ثابت شده كه هر كه منى او گرم بود در اكثر او را فرزند نرينه آيد . پنجم آن كه متحقق است كه افعال مردان سريع‌تر و قوىتر از زنان مىباشد و اين جمله نشان حرارت است . و آنچه از بعضى متقدمين منقول است كه مزاج زنان گرمتر از مزاج مردان است به استدلال آن كه ايشان را حيض مىآيد و وى دليل غلبهء خون است ، جوابش داده‌اند لا نسلم كه كثرت خون زنان به واسطهء كثرت حرارت است ، بلكه به سبب قلت تحلل است ، زيرا كه برودت مزاج و كثرت سكون ايشان مانع تحلل خون بدن ايشان است و چون تحليل كما ينبغى نمىشود حكيم مطلق اخراج او از اين طريق مقرر فرموده ، پس كثرت عارضيه خون در زنان از عارضه برودت است نه از سبب حرارت . و اللّه اعلم . المقالة الثانية فى التشريح و هي تشتمل على فصول مقاله دوم ثابت است در تشريح و آن مشتمل است بر فصل‌ها . بدان كه تشريح در لغت اظهار و كشف شى است و در اصطلاح عبارت است از علمى كه به آن شناخته شود حقيقة و صورت و كيفيت و كميت اعضا . و بايد دانست كه انتفاع از تعليم تشريح ظاهر است خواه از جهت علم و نظر باشد خواه از جهت عمل . اما انتفاع از جهت نظر يعنى علم مجرد از بيان عمل بديهى است كه چون اطلاع بر تشريح شود معرفت بدن كما ينبغى حاصل مىگردد و بدان سبب بحث از احوال و عوارض بدن اسهل مىباشد . و اما انتفاع از جهت عمل بر وجوه است : يكى آن كه چون مواضع اعضا متحقق شود وضع ادويهء موضعيه به حيثتى كه نفوذ قوت آن به عضو مقصود اسهل باشد ممكن شود ، همچنان در ادويهء مشروبه ، چون وضع اعضا معلوم باشد حسب آن در دوائى كه مخصوص به عضو است تصرف مىتواند كرد از امتزاج ضعيف با قوى موافق تقاضاى محل مرض ، چنانچه در جايگاه او مذكور شود . دوم آن كه هرگاه عضو از جاى بلغزد يا برآيد رد او بر هيئت طبيعى آسان باشد . سوم آن كه